قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2709

تاريخ الفي ( فارسى )

القصّه ، امير چاولى سقاوو با لشكرى آراسته متوجّه موصل گشت . و در وقت رفتن از بغداد مدينهء بوازيج « 1 » را ، كه از بلاد عظيمهء امير چكرمش بود ، رفته آن شهر را نهب و غارت نمود و بعد از آن ، عمّال و نوّاب خود را در آنجا تعيين فرموده عنان عزيمت به صوب بلدهء أربيل منعطف داشت . چكرمش بعد از اطلاع بر حقيقت حال در مقام جمع سپاه درآمده به اطراف و جوانب ولايت ، مسرعان فرستاده مردم خود را طلب داشت . در خلال اين احوال ، مكتوب ابو الهيجاء بن موسك كرد هذبانى « 2 » ، صاحب أربيل ، به امير چكرمش رسيد ؛ مضمون آنكه : چاولى سقاوو بر مدينهء بوازيج [ 325 الف ] استيلا يافته . اگر امير بر سبيل استعجال متوجّه اين جانب شود ، يقين كه چون من طاقت مقاومت او ندارم متابعت او بايدم كرد . اگر پيش از آمدن ايشان خود را به اين حدود برسانند ، ان شاء اللّه تعالى ، دفع او به‌اتّفاق يكديگر آسان خواهد بود . امير چكرمش چون بر مضمون مكتوب ابو الهيجاء وقوف يافت ، پيش از آنكه از اطراف و جوانب لشكر جمع شود با سپاه موصل بر جناح استعجال متوجّه آن صوب شد . چون به حوالى قريهء باكلبا ، كه از اعمال أربيل است ، رسيد ، ابو الهيجاء با لشكرى آراسته به استقبال او شتافته داخل سپاه او گشتند . در همان موضع ، چاولىسقاوو با هزار سوار به ايشان رسيد و امير چكرمش با دو هزار سوار در برابر ايشان صف‌آرايى نموده در مقام جدال و قتال درآمد . چون سپاه چكرمش در نظر سه برابر سپاه چاولىسقاوو مىنمود ، اكثر مردم چكرمش با خود چنين قرار داده بودند كه به مجرّد رسيدن ، چاولى را دستگير خواهند نمود . اتّفاقا ، چون صفوف فريقين در برابر يكديگر قرار گرفتند ، امير چاولى بىتوقّف و انديشه ، باد رفتار آتش‌كردار خود را پاشنه نموده از قلب سپاه خود برآمده بر قلب لشكر امير چكرمش تاخت . چون سپاه امير چكرمش ، آن حالت را مشاهده نمودند امير چكرمش را در قلب لشكر گذاشته هر يكى به جانبى متفرّق گشتند . امير چكرمش به واسطهء فالجى كه داشت در محفّه بماند . چاولى خود را به محفّه رسانيده خواست كه خود را به امير چكرمش رساند كه ركابدار حبشى پيش آمده چاولى را ممانعت و مدافعت نمود . در اين أثنا ، جوانى ديگر از اولاد ملك قاورت بيگ بن داود ، كه او را « احمد بيگ » گفتندى ، و مدّتى مديد بود كه پيش امير چكرمش از جملهء مقرّبان و معتبران او مىبود ، نيز از قبل امير چكرمش به جنگ درآمده آن مقدار تردّد نمود كه شجاعان آن معركه او را آفرين گفتند .

--> ( 1 ) . شهرى است قديمى بر دجله ، بالاى بغداد ؛ - لغتنامهء دهخدا . ( 2 ) . ق ، ش : همدانى .